اقرار

اقرار شاه کلید حل دعوی
ممکن است که یکی از طرف های دعوی به ضرر خود و به نفع طرف مقابل چیزی بگویدکه ادعای او را ثابت کند.
مثلاً شخصی دعوای مطالبه نفقه مطرح کند و شوهرش اقرار کند که نفقه او را پرداخت نکرده است.
در این صورت اختلاف حل می شود و دلیلی برای ادامه رسیدگی نیست.
اقرار مهم ترین دلیل است و در صورتی که با واقعیت منطبق باشد برای صدور رأی قاضی کفایت می کند.
برای همین است که به آن شاه کلید می گویند.
ماده 202 قانون آیین دادرسی مدنی می گوید: اگر کسی اقرار به امری کند که دلیل ذی حق بودن طرف مقابل باشد دلیل دیگری برای ثابت کردن آن لازم نیست.
به عبارت دیگر اقرار تیر خلاص بر اقرار کننده است البته اقرار کننده باید بالغ، عاقل و مختار باشد.
بنابراین اگر کودک، مجنون یا کسی که اراده ندارد اقرارکند، این اقرار پذیرفته نخواهد شد.
البته به خاطر داشته باشید شرایطی که از آن نام بردیم برای اقرارکننده شرط است و کسی که به نفع او اقرار شده است لازم نیست دارای این شرایط باشد.
موضوع دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که نمی توان بعد از اقرار، منکر همه چیز شد و به اصطلاح زیر آن زد.
البته هیچ قاعده ای نیست که استثنا نداشته باشد، در این خصوص هم اگر اقرار کننده ادعا کند که اقرار او فاسد یا مبتنی بر اشتباه یا غلط بوده است و دلایل کافی برای آن اقامه کند، پذیرفته می شود.
مثلاً اقرار کننده می تواند ثابت کند که اقرار به گرفتن وجه و مبلغی در مقابل سند یا حواله ای بوده که وصول نشده است یعنی بعد از گرفتن چک اقرار کرده است که پول را گرفتم اما بعد معلوم می شود که حساب خالی بوده است.
در این صورت می تواند به ماده 70 قانون ثبت استناد کند:
هرگاه کسی که به موجب سند رسمی اقرار به اخذ وجه یا مالی کرده یا تأدیه وجه یا تسلیم مالی را تعهد کرده مدعی شود که اقرار یا تعهد او در مقابل سند رسمی یا عادی یا حواله یا برات یا فته طلبی بوده است که از طرف معامله به او داده و آن تعهد انجام نشده یا حواله بوده است که از طرف معامله به او داده و آن تعهد انجام نشده یا حواله یا برات یا چک یا فته طلب پرداخت نگردیده است، این دعوی قابل رسیدگی خواهد بود.
 

اسناد

 
سند، برگ برنده دوم
دومین دلیلی که می توانید در اختلاف از آن استفاده کنید اسناد هستند.
قانون در تعریف سند گفته است: سند هر نوشته ای است که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.
به زبان ساده تر هر نوشته حتی اگر الکترونیک باشد هم سند است؛ فقط یک شرط اولیه باید وجود داشته باشد و آن امضای سند است.
پس اگر نوشته ای بدون امضا باشد سند محسوب نمی شود؛ مثلا تصور کنید که در حال نوشتن سندی، یکی از طرفین کلمه ای را خط بزند و تغییر دهد، بعدا دو طرف آن را امضا کنند؛ در این صورت نمی توانیم بگوییم که جعل سند اتفاق افتاده است چون قبل از امضا اصلا سندی وجود نداشته است.
 
همه اسناد را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد؛
این دسته بندی بر اساس شخصی است که سند را تنظیم می کند و آثار زیادی را به دنبال دارد.
1- در دسته اول اسناد رسمی قرار دارند؛
به موجب ماده 1287 قانون مدنی اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأموران رسمی، در حدود صلاحیت آنان و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند، رسمی هستند.
بنابراین اگر سند را مأمور رسمی تنظیم کند سند رسمی است به شرط اینکه نخست در حدود صلاحیت تنظیم شود و دوم بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشد.
اگر در دادگاه دلیل شما سند رسمی باشد کار شما برای اثبات ادعایتان آسان خواهد بود.
حتی گاهی با استفاده از سند بدون مراجعه به دادگاه از طریق دفترخانه تنظیم کننده سند هم می توانید حقوق خود را بگیرید.
2- در گروه بعدی اسناد عادی قرارگرفته اند؛
معمولا سند عادی به سندی می گویند که توسط افراد عادی تنظیم می شود و مأموران رسمی با شرایطی که قبلا گفتیم در تنظیم آن دخالتی ندارند.
اما به خاطر داشته باشید که اگر سند به وسیله یکی از مأموران رسمی تنظیم اسناد تهیه شود ولی مأمور صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته باشد یا در تنظیم سند رعایت قانون را نکرده باشد، این سند در صورتی که دارای امضا یا مهر طرف باشد عادی است.
قبلا ارزش اثباتی سند عادی در دادگاه کم بود اما با اصلاحاتی که در قانون وضع شده است سند عادی ارزش بیشتری یافته است.
با این وجود در عمل توصیه می کنیم همیشه سند رسمی تنظیم کنید چون استفاده از سند عادی در دادگاه با مشکلاتی همراه است.
علاوه بر این در برخی معامله ها مثل معامله املاک، دادگاه کسی را مالک می شناسد که سند رسمی به نام او باشد.
 

شهادت

 
گواهی یا شهادت شهود
به طور معمول یکی از دلایلی که استفاده از آن در جامعه ما رواج زیادی دارد، شهادت است.
متأسفانه برخی از این ابزار دفاعی هم سوء استفاده می کنند و شاهدان تقلبی برای اثبات ادعای خود به دادگاه معرفی می کنند که البته خیلی زود موضوع روشن می شود.
اگر شخص یا اشخاصی از ماجرا اطلاعاتی داشته باشند که اظهار این اطلاعات بتواند برای اثبات حقانیت یکی از طرفین دعوی مؤثر واقع شود می توانند به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شوند.
به یقین قاضی از آنان پرسش هایی خواهد کرد تا راستگویی آنان را آزمایش کند اما علاوه براین، قانون هم 9 ویژگی را برای شاهد نام برده است یعنی شاهد باید دارای شرایط بلوغ، عقل، ایمان و اعتقاد به خداوند و روز رستاخیز، طهارت مولد یعنی حلال زاده بودن، عدالت، نبود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی، نبود دشمنی بین شاهد و طرفین دعوی، اشتغال نداشتن به تکدی گری و ولگردی و حداقل داشتن 15 سال، باشد.
علاوه بر اینکه شاهد باید از شرایط اولیه برخوردار باشد، شهادت نیز شرایطی دارد؛ شهادت باید از روی قطع و یقین و مطابق با دعوی باشد و شهود باید مفادا متحد باشند.
 

امارات و قراین

مهمترین دلایلی را که به عنوان ابزار دفاعی در دعوای حقوقی می توانید به آن دل خوش کنید پیش از این بررسی کردیم.
آنچه بعد از این می آید دلایل ضعیف تری هستند که به طور معمول در نبود دلایل یاد شده مورد استفاده قرار می گیرند.
قاضی به همه اطلاعات موجود برای تصمیم گیری دقت می کند، اگر طرف های دعوی هیچ یک از دلایل سه گانه را استفاده نکنند یا اینکه این دلایل کافی نباشد، برای تقویت آن می توان به قراین و امارات استناد کرد.
منظور ما از این ابزار دفاعی، نشانه هایی است که طبق قانون یا به نظر دادگاه می تواند صحت ادعاهای یکی از دو طرف را ثابت کند.
 
دو نوع اماره در نظام قضایی ما مورد استفاده قرار می گیرد:
1- اماره قانونی: این ابزار دفاعی نشانه هایی را در بر می گیرد که قانون گذار آن را دلیل بر امری می داند.
اماره فراش یکی از این اماره هاست که براساس آن تولد طفل بین 6 تا 10 ماه نشانه تعلق آن به پدر است.
2- اماره قضایی: اوضاع و احوالی که به نظر قاضی دلیل بر امری محسوب می شود می تواند تحت عنوان اماره قضایی یکی از ابزارهای دفاعی باشد.
مثلا به شخصی ضعیف و کم سن قتل مردی قوی بنیه نسبت داده شود آن هم از راه درگیری فیزیکی و خفه کردن با دست.
اگر به نظر قاضی این شخص عقلا ناتوان از این کار باشد و دلیلی هم وجود نداشته باشد این اماره می تواند به داد این شخص برسد.

قسم

 
سوگند، آخرین حربه
آخرین دلیل که می توانید در دادگاه به آن دل خوش کنید سوگند است.
سوگند یعنی اظهار مطلبی با گواه قرار دادن خداوند، مبنی بر صحت و درستی آن مطلب.
به عبارت دیگر شخصی برای اثبات محق بودن خود و صحت اظهاراتش با گواه قرار دادن خداوند سوگند یاد می کند و به این ترتیب ادعای خود را ثابت می کند یا برای دفاع از خود و اثبات غیر واقعی بودن ادعای طرف مقابل به آن متوسل می شود.
سوگند به طور معمول هنگامی استفاده می شود که مدعی هیچ دلیلی در اختیار ندارد و از طرف مقابل می خواهد که در مورد صحت حرف خود سوگند بخورد.
در این صورت اگر وی سوگند خورد دادگاه دعوی را فیصله می دهد.
 

سوگند قضایی

سوگند اثباتی (قضایی) به سه دسته تقسیم می‌شود:
1- سوگند بتّی یا قاطع دعوا
در دعاوی منصوص در ماده 271 از آیین دادرسی مدنی، هر گاه خواهان (مدعی) فاقد بینه و گواه واجد شرایط باشد و خوانده (مدعی علیه) منکر ادعای خواهان بوده، به تقاضای خواهان، منکر، ادای سوگند می نماید و به موجب آن ادعا ساقط خواهد شد. (ماده 272 آیین دادرسی مدنی)
پس سوگند بتّی، سوگندی است که به تنهایی ادعّای خواهان را رد یا اثبات می‌‌کند و قاطع دعوا می‌باشد.
در این صورت به درخواست مدعی، قرار اتیان سوگند از طرف دادگاه صادر می‌شود که طی آن، منکر می‌تواند سوگند بر نفی استحقاق مدعی یاد کند و بدین وسیله ادعای او ساقط می‌شود.
شرط درخواست سوگند از سوی مدعی تا آن جا اساسی است که نبود آن، سوگند را از اثر می‌اندازد.
نکته‌ای که توجه به آن بسیار مهم است اینکه درخواست سوگند را کسی می‌تواند مطرح کند که برای ادعای خود دلیلی ندارد و ادعای او مورد انکار طرف مقابل قرار گرفته است.
بنابراین بسته به مدعی بودن هر یک از خواهان و خوانده ممکن است درخواست سوگند را هر یک از خواهان یا خوانده مطرح ‌کند.
 
2- سوگند تکمیلی، سوگندی است که به همراه یک شاهد مرد و یا دو شاهد زن می تواند توسط مدعی، در اثبات ادعا، یاد شود. (مواد 230 و 277 آیین دادرسی مدنی)
 
3- سوگند استظهاری، سوگندی است که مدعی در موارد خاص باید افزون بر اقامه بینه برای بقای حق خود یاد نماید.
مانند سوگندی که مدعی دعوا بر میت،‌ افزون بر اقامه بینه یاد می نماید و در ماده 278 به بعد آیین دادرسی مدنی پیش بینی گردیده است.
 
حکمی که برابر مواد 367 و 368 از آیین دادرسی مدنی فرجام پذیر است در صورتی به استناد بند سه ماده 369 آیین دادرسی مدنی غیر قابل فرجام می شود که مستند به سوگند قاطع دعوا (یمین قضایی یا بتی)‌ باشد؛ لذا، چناچه حکم فرجام پذیر،‌ مستند به دو نوع سوگند دیگر (سوگند تکمیلی و استظهاری)‌ باشد از این حیث غیر قابل فرجام می گردد.
 
سوگند دیگری با الهام از فقه، در ماده‌ی 5 آیین‌نامه‌ی ترتیب اتیان سوگند مورد اشاره قرار گرفته و آن "سوگند بر نفی علم" می‌باشد.
اصولا منكر دعوی در مقام طرح ادعای مدعی، یا اقرار به حق وی می كند یا قسم یاد می كند و یا ساكت می ماند و جوابی نمی دهد.
در مواردی كه قسم یاد می كند یا منجزاً بر نفی حق مدعی قسم یاد می كند یا متعلق قسم وی ناظر به عدم اطلاع وی است یعنی با قسم می گوید از اینكه مدعی چنین حقی بر ذمه او داشته باشد، بی اطلاعست.
این سوگند را نفی العلم می گویند.
 
نام و نام خانوادگي:  
ايميل :  
موبايل :  
آدرس :
متن پيام :  
کد امنیتی :

علیرضا شیشه گر وکیل پایه یکم دادگستری و دانشپژوه دوره دکترا حقوق خصوصی با بیش از ده سال سابقه وکالت و صدها پرونده موفق با بهره گیری از تجربیات علمی و عملی و مباحث آکادمیک در جهت احقاق حقوق شما

توانمندی ها

  • وکالت امور کیفری
  • وکالت امور حقوقی
  • وکالت دعاوی حقوقی
  • ارائه مشاوره
طراحی و تولید وب سایت های پویا - نشان تیم اصفهان